خاطرات هرگاه به یادم افتادی.....به اسمان نگاه کن.....من انجا نیستم.....زیر خاکم....با خدایم حرف بزن
| ||
|
عشق را از گل افتابگردون یاد بگیر تو روز که همیشه نگاهش به عشقش و شب هم که ستاره ای بهش چشمک زد نگاش را بر میگردونه عشق زیر باران ایستادن و خیس شدن نیست عشق اینکه یکی چتر دیگری بشه و اونیکی هرگز نفهمه که چرا خیس نشد؟ دوست واقعی کسی که دست تو را بگیره و قلب تو را لمس کنه دوستی را انتخاب کن که دلش اونقدر بزرگ باشه که واسه جا دادن تو توش مجبور نشه کوچیکت کنه دیروز که فریاد زد گفت:دوستت دارم گفتم:بلند تر بگو .امروز که در گوشم گفت دوستت ندارم گفتم ارومتر بگو همه نشنوند وقتی به اسمون نگاه میکنی ارزو کن کم نوره مال تو باشه چون همه به پر نوره نگاه می کنند نابنایی به ماه گفت دوستت دارم ماه گفت تو که من را نمی بینی گفت چون نمی بینمت دوست دارم چون اگه می دیدمت عاشق زیبایت می شدم
به عشق گفتم تا تو را دارم تنها نیستم
امام علی(ع):بزرگ ارزو کن /کوچک عمل / کن از همین الان شروع کن
1-تا حالا کفش هاتون را نگاه کردید؟دو تا عاشق که بی هم غیر قابل استفاده اند.با هم خاکی میشوند باهم میرن زیر بارون و با هم دور می افتند.کاش ادما یک کم از کفش ها یاد بگیرند 2-دیشب خواستم واسه دلم فال بگیرم وقتی فال نامه را باز کردم دیدم یک فالی اومد که هیچ ربطی به من نداره تازه اون موقع فهمیدم دلم اصلا واسه خودم نیست 3-میخواستم واسه از دسن دادنت اشک بریزم اما دیدم تمام اشک هایم را برای به دئست اوردنت از دست داده ام 4-دو تا ادم برفی در دو طرف رودخانه عاشق هم شدن و از حرارت عشق هم دیگه ذوب شدند شاید در وسط رودخانه به هم برسند 5-گفتم دوستش دارم گفت چند تا دستم و بالا اوردم و انگشت هام را نشانش دادم ولی افسوس که او به کف دستم نگاه کرد
6-عشق مثل لیمو ترش میمونه شاید با گذشت زمان تلخ بشه اما همیشه مفید و پر ارزش هست 7-عشق مثل پروانه هست اگه سفت بگیریش له میشه اگه شل بگیری فرار میکنه 8-عشق مثل ساعت شنی میمونه هم زمان با اینکه قلبت را پر میکنه مغزت را خالی میکنه 9-عشق یعنی بزرگ کردن یک چیز کوچیک اندازه ی دنیا و کوچک کردن دنیا اندازه ی یک چیز کوچیک
اینم چندتا عکس خوشگل نظر هم بدهید
گویم کردی زاهد بودم ترانه سرحلقه ی بزم و باده جویم کردی سجاده نشین باوقاری بودم بازیچه ی کودکان کویم کردی مولوی
من اینجا بس دلم تنگ است بیا ره توشه برداریم ببینیم اسمان هر کجا ایا همین رنگ است
در طلب زندگی باشیم مرگ خودش به سراغمان می اید برترین بی نیازی رها کردن ارزو هاست تباه گشت کسی که قدر خود را نشناخت شدیدترین گناهان این است که شخص ان را خرد بشمارد گناه نکردن از توبه کردن اسان تر است هیچ وقت نگو وقت ندارم به تو دقیقا همون زمانی داده شده که به هلن کلر یا انیشتین یا...داده شده چه زیاد است عبرت ها و چه کم است عبرت بین ها
مگفتی دوستم داری به تعداد قطرات بارنی که روی صورتت میریزد و من هم دوستت داشتم بدون توجه به چتری که روی سرت گرفتی
دوستی مثل سیمان خیس میمونه هر چی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر میشه و اگه رفتی جای پات واسه همیشه میمونه
شیمی نخوندم ولی میدونم اگه عشق نباشه مولکول های اب نمی تونن اینقدر همدیگه را محکم فشار بدن که اشک جفتشون در بیاد
به دوستام گفتم شیشه هم احساس داره<خندیدند.اما خودم دیدم وقتی یک روز سرد بارانی روی شیشه نوشتم تنهایم شیشه برایم گریه کرد
دوستم بدار
دیروز خدا را دیدم.... لب باغچه ی احساس بود
من.... مرامن نخوانید من را آدم نخوانید من اگر منم دو حرف کوچک برایم کم است مرا تمام حروف الفبا نتواند سرود چه رسد به من من گاه خدایم گاه شیطان گاه عاشقم گاه مکار مرا من نخوانید من هنوز خود را نشناخته ام اما از مریخ با خبرم اری من هنوز از خود بی خبرم من هنوز عاشق نشدم اما شعر می سراییم مرا من نخوانید مرا دنیا بخوانید اری من دنیایم بزرگ و زیبا و بی وفا و فانی شاید این سه حرف مناسب باشد اما مرا من نخوانید....
می توانید تو نظر سنجیم شرکت کنید و بگید کدوم شعر قشنگ تره آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم كهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم….. کفشاي پاره ميخريم …. اسباب کهنه ميخريم ….. بي اختيار دادزدم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري
چهار شمع به آهستگي مي سوختند،در آن محيط آرام صداي صحبت آنها به گوش مي رسيد شمع اول گفت : من صلح و آرامش هستم،هيچ کسي نمي تواند شعلهَ مرا روشن نگه دارد من باور دارم که به زودي مي ميرم.......سپس شعلهَ صلح و آرامش ضعيف شد تا به کلي خاموش شد. خيلي ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو مي ترسونن.ولي من دوستش دارم چون تنهايي رو درک ميکنه.
زنان!!!!!!
مامان خدا را دوست دارد ولی نمی دانم آیا خدا هم او را دوست دارد ؟
راستي اگر ما با يك جنسيت ديگر متولد ميشديم اين شرايط را برمي تابيديم؟
خالی نشد.خط خورد. زن ها خط خوردند، مادر ها خط خوردند
دخترها زن شدند، زن ها مادر شدند و خط خوردند
و بابا چون حق دارد، آب می دهد. نان می دهد.
مامان، زوجه
در مقابل هر زنی که به او ضعیفه می گویند مردی وجود دارد که از قدرت کاذب رنج می برد
در مقابل هر زنی که به او احساساتی گویند مردی وجود دارد که هرگز قدرت گریستن ندارد
در مقابل هر زنی که رموز مکانیکی را نیداند مردی وجود دارد که حتی از پختن تخم مرغ هم عاجز است
در مقابل هر زنی که به خاطر زن بودن به او کار نمی دهند مردی وجود دارد که هرگز یک خانواده را نمی تواند مدیریت کند
بشریت پرنداه ای است بادو بال :زن و مرد .وتنها زمانی پیشرفت می کند که این دو با هم پرواز کنند
![]() ![]()
عاقلانه ترین کلمه "احتیاط " است
انسان هیچ وقت بیش تر از آن موقع خود را گول نمیزند که خیال میکند دیگران را فریب داده است . لاروشفوکولد
جاییکه در آن خوش بینی بیش از هر جای دیگر رواج و رونق دارد ، تیمارستان است . هاولاک الیس
آسمان جای عجیبیست نمی دانستیم بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد ما چترمان خداست غروب شد
خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است . فردوسی خردمند
مهم ترین نکته این است: در هر لحظه قادر باشیم آنچه را که هستیم به خاطر آنچه می توانیم بشویم قربانی کنیم . چارلز دیوبولیس
اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم بسیار سبک تر گردش می کردم. در بهار با پای برهنه زودتر به راه می افتادم و در خزان با همان پاها، دیرتر برمی گشتم، بیشتر می رقصیدم شنگول تر اسب سواری می کردم و داوودی های بیشتری می چیدم. نادین استیر
آنقدر شکست میخورم تا راه شکست دادن را بیاموزم . پطر
تولد چیزی غیر از آغاز مرگ نیست . ادوارد یانک
بزرگترین بدبختی آن است که طاقت کشیدن بار بدبختی را نداشته باشیم . باس
انسان هر چه بالاتر برود احتمال دیده شدن وصله ی شلوارش بیشتر می شود. ادیسون
تمامی گناهان ، نهانی صورت می گیرد. آن لحظه ای که درک کنیم خداوند حق بر افکار ما گواه است ، شاید رها و آزاد شویم. مهاتما گاندی
1
تابدان جا رسید دانش من که بدانم همی را که نادانم 2 یا به اندازه ی ارزوهایت تلاش کن یا مجبور میشوی به اندازه ی تلاشت ارزو کنی 3 بعضی ها فکر می کنند میتوانند دنیا را تغییر دهند ولی احتمال انکه دنیا انها را تغییر دهد بیشتر است 4 انسان های قوی همیشه پیروز نمیشوند ولی انسان های پیروز همیشه قویند 5 از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر یادگاری که در این گنبد دوار بماند 6 روزی شاگردی از استادش پرسید عشق یعنی چی؟استاد گفت به جنگل برو و بلندترین درخت را برای من بیاور وتو بعد از عبور از هر ترختی حق بازگشت نداری شاگرد به جنگل رفت و به هر درختی که رسید گفت شاید بعدی بلندتر باشد و از ان گذشت و در پایان هیچ نیافت استاد گفت عشق یعنی این.شاگرد گفت ازدواج یعنی چی؟استاد گفت به مزرعه برو و بهترین خوشه ی گندم را بیاور این بار شاگرد با خاطره ی قبلی اولین خوشه ای را که دید باخود اورد واستاد گفت ازدواج یعنی این!!!!!!!!
7 در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای سوختم از اشنایان ای خوشا بیگانه ای 8 اگر در زندگی ات جرئت عاشق بودن نداری لااقل شعور معشوقه بودن را داشته باش 9 تا از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد 10 نزدیک عید بود و همه ی مردم مشغول بودند دخترک پشت مغازه ی عروسک فروشی ایستاده بود و داشت به عروسک نه چندان گرانی نگاه میکرد اما میدانست که نمی تواند ان را بخرد.زنی از کنار ان رد شد و چند دقیقه بعد برگشت و عروسک را دست دخترک داد و گفت این هم از ان عروسکی که تو می خواستی.دخترک خندان گفت این مال من است؟ان زن گفت اره.دخترک گفت خانم شما خدا هستید/ زن گفت نه دخترم من بنده ی خدا هستم دخترک گفت:کفتم با خدا یک نسبتی دارید
|
|
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |